![]() |
![]() |
|
|
حس داشتنت یه آن بود..عمر یک لحظه کوتاه..***عمر کوتاه یه لبخند..فرصت یک نفس و آه..
اگه صد سال تورو داشتم برام انگار یه نفس بود***با تو آسمونو داشتم..اگه..اگه..خونم یه قفس بود لحظه های موندن تو....اگه زود بود یا اگه دیر***معنیه یه لحظه می داد....لحظه عبور یک تیر حس از دست دادن تو ...حس از دست رفتنم بود***لحظه سوزش این زخم...سردیه مرگ تو تنم بود وقت خوب...با تو بودن...هرچی بود..زیاد یا کم بود***عمر من بود که تموم شد...یه نفس بود و یه دم بود |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 9:14 توسط محسن و الهه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
سلام عرض میکنیم خدمت شما دوستان عزیز امیدواریم که همیشه خوب باشید.مرسی از اینکه به وبلاگ کوچولوی ما سر زدید. من الهه با دوست خوبم محسن شريكيم .امیدواریم که از بودن در این وبلاگ لذت ببرید.یه نظر کوچولو یادتون نره.
|
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1388 اسفند 1387 دی 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 آبان 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 |
|
RSS
|